<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" ?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>جغد    كارگاه شعر و داستان </title>
<link>http://www.joghd.net/</link>
<description>Syndication feed for 5 latest articles from www.joghd.net</description>

<item>
<title>دو شعر از :</title>
<description>می خواهم خطوط چشمانت
رنگ عسلین نگاهت را و
به یاد بیاورم، 
اما تنها
لبخندت به یادم مانده
ترش و شیرین.

</description>
<link>http://www.joghd.net/article.aspx?id=157</link>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 13:22:17 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>دو شعر از :</title>
<description>جاده دست انداز دارد!
« با دنده سنگین حرکت کنید »
از دنده ی چپ که می افتم
خوابم کمی چپ می شود
آرزوهایم بلند    بلند
با کفش پاشنه بلند هم
 به سقف آسمان نمی رسم!
</description>
<link>http://www.joghd.net/article.aspx?id=156</link>
<pubDate>Wed, 14 May 2008 13:14:32 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>زن شبانه ي موعود - شعر</title>
<description>تو به اندازه ي خودت
سهم خيال من از درخت را داده ايي اي زن 
تو به اندازه ي سركشي هاي باد
تو به اندازه ي خواب روزانه شب
</description>
<link>http://www.joghd.net/article.aspx?id=155</link>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 07:13:15 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>عنوان ندارد - داستان</title>
<description>زیر چشمی به ساعت دیواری نگاه کرد.آفتاب به ملحفه و پوست سفید شکم‌اش دست می‌انداخت. همسایه‌ی واحد بالایی بیدار شده بودند. صدای خنده‌شان می‌آمد. 
ملحفه را از زیر تن قهوه‌يی بختیار بیرون آورد و روی خودشان کشید. پشت‌اش را به انبوه موهای سینه‌ی بختیار چسباند. در آغوش‌اش مچاله شد.
</description>
<link>http://www.joghd.net/article.aspx?id=154</link>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 07:02:29 GMT</pubDate>
</item>

<item>
<title>شعری از :</title>
<description>در نمکزار داغ بوسه هایت 
اسب های خونین قلبم
چهار نعل می دوند
با این شتاب اما
هرگز به صبح نمی رسند
</description>
<link>http://www.joghd.net/article.aspx?id=153</link>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 06:48:15 GMT</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>

